موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )

15

مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )

براى استخلاص او مبلغ هنگفتى بدهد ولى سربازان و دهاقينى كه به چنگ اين طوايف افتند خوشبخت‌تر از طبقات ممتازه مىباشند چه در رفت‌وآمد آزادند فقط در روز ساعات معينى را بايد كار كنند - با وجود زحمات و مشقاتى كه به ژنرال‌دلپوزو وارد آورده بودند معذلك به مناسبت سن و مقامى كه داشت احتراماتى براى او قائل بودند و در مواقعى كه بين خود جنگ داشتند او را حكم قرار داده و رأى او را وحى منزل مىدانستند بالاخره پس از چندين ماه اسارت ژنرال خود را با تأديه مبلغ گزافى از چنگ ايشان خلاص كرد و در موقع استخلاص وى گفتند پاپينكا ( پدر كوچك ) از زحماتى كه به تو داديم پوزش مىطلبيم ما را عفو كن . بايد دانست كه از اين عمل نفعى عايد ايشان نشد چه روسيها هم حشم متعلق به ايشان را كه در دره‌اى مىچريد ضبط كردند و براى استرداد آن درست همان مبلغى كه ژنرال دلپوزو براى استخلاص خود داده بود مطالبه كردند . بدبختى ماژور اسوزوف شديدتر بود چه يكسال و نيم در توقيف اين طايفه بود و بالاخره با زحمات زياد ژنرال و فرماندهء كل مستخلص شد - بايد حقيقة از زحمات ژنرال يرمولف كمال تشكر و امتنان را داشت چه نه‌تنها بوسيله كاستن تعداد اين جنس غيرقابل تربيت بلكه به وسائل مختلفه رعب عجيبى در دل ايشان انداخته و از به دو حكومت او تا حال اين خط نظامى خيلى مطمئن‌تر شده است . در سورنوا كه در نيمهء راه بين استاراپول و ژئورژفسك واقع است براى اولين دفعه رشته جبال قفقاز نمودار مىشود - اين تودهء عظيمى كه سر بابر كشيده اشكال عجيبى به خود گرفته و قلل آن دايم از برف مستور است بعلاوه تمام الوان متصوره در آن ديده مىشود كه خود از قشنگترين مناظر طبيعت بشمار مىآيد . قلل البرز و كازبك در دو انتهاى اين رشته قرينهء يكديگرند . قلهء تنريف را كه سابقا ديده بودم چون تك افتاده خيلى جالب توجه است ولى ابدا قابل مقايسه با قلل جبال قفقاز نيست - كوه نشينان اين محل مطابق مشهودات خود مىگويند در يكى از نقاط دامنهء اين كوه چنان باد شديدى وزيدن دارد كه مسافر را به خاك هلاكت مىافكند بعلاوه مىگويند دائم در آن نقطه فرياد مردگانى كه مقيم اعماق جهنمند شنيده مىشود - آنچه از گفتار ايشان